شما مانند رادیویی هستید که می توانید
ایستگاهای زیادی را بگیرید . آنچه دریافت
می کنید اساسا بستگی به چیزی دارد که
توجه خود را به آن معطوف می کنید .
(( سانیا رومان ))
8- اصل تمرکز
من یکبار در کلاس مربوط به مسابقات اتومبیل رانی شرکت کردم . اولین اصل اساسی که در آنجا به من یاد دادند این بود : حواستان را به جایی که می خواهید بروید جمع کنید نه به اموری که مایه وحشت شما می شود . اگردر استفاده از دستگاه مهارت نداشته باشید ، البته امکان دارد نگاهتان به دیواره بیفتد . اما اگر توجه خود را به دیواره منحرف کنید حتما به آن اصابت خواهید کرد . رانندگان به خوبی می دانند که به هر طرف نگاه کنند اتومبیلشان به همان طرف منحرف می شود . در واقع توجه شما به هر طرف باشد به همان سو می روید . اگر بر ترس خود غلبه کنید به خود ایمان داشته باشید و حواس خود را به سمت هدف متمرکز کنید به طور خودکار عملیاتی انجام می دهید که شما را به طرف هدف می برد و اگر احتمال بدهید که از مسیر خارج می شوید ، خارج خواهید شد . اما اگر هوش و حواس خود را به چیزهایی متمرکز کنید که از آنها می ترسید کوچکترین شانسی برای موفقیت نخواهید داشت . وقتی که مربی برای اولین بار این موضوع ها را برایم شرح داد سری تکان دادم و گفتم : (( البته من همه این چیزها را میدانم .)) اولین بار که در جاده مخصوص، به تمرین رانندگی پرداختم ضمن حرکت جیغ می کشیدم . آنها دکمه استارت را بدون این که من بدانم فشار دادند و اتومبیل بدون کنترل به راه افتاد . فکر میکنید نگاه من بلافاصله به کجا افتاد ؟ حدس شما درست است . دیواره در ثانیه آخر ترسیده بودم چون میدیدم تا چند لحظه دیگر به دیواره اصابت می کنم . مربی سر مرا گرفت و به طرف چپ چرخاند .یعنی به همان سمتی که می بایست بروم . در حالیکه اتومبیل به جلو می لغزید می دانستم که بالاخره به دیواره می خورم ولی چون سرم را به جاده چرخانده بودم به طرفی که می خواستم بروم نگاه کنم همین که سمت دیگر را نگاه کردم فرمان بی اختیار به همان سمت چرخید .
درست در لحظه آخر دوباره در مسیر جاده افتادم و نمی دانید چه نفس راحتی کشیدم !
(( آنتونی رابینز ))
موانع چیزهای وحشتناکی است که هرگاه
شما چشمهایتان را از هدف دورنگاه می دارید
آنرا می بینید .
(( هامیلتون مابی ))
زفکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع (( حافظ ))
7- اقدام کنید
خانم (( شارلس فیلی پیا )) مادر بزرگ 63 ساله تصمیم گرفت که از
نیویورک تا میامی در فلوریدا پیاده روی کند . او به میامی رسید .در آنجا
روزنامه نگارها با او مصاحبه کردند . می خواستند بدانند که آیا اندیشه
این راهپیمایی طولانی او را به وحشت نینداخته است ؟ چگونه جرات
کرد پای پیاده تن به این سفر بدهد ؟ خانم (( فیلی پیا )) جواب داد :
برداشتن یک قدم نیازی به شجاعت ندارد و این کاری است
که من کردم . من تنها یک قدم را برداشتم و آنگاه نوبت به قدم بعدی
رسید . بعد از قدم دوم ، قدم سوم را برداشتم و آنقدر ادامه دادم تا به
اینجا رسیدم .
نتیجه : پس از هدفگذاری مهمترین اقدام (( اقدام ))
است . آنچه انسانهای موفق را ازدیگران متمایز می کند
در جرات آنها برای برداشتن قدمهای اولیه است . اگر
اهداف خود را مشخص کنید و پس از برنامه ریزی اقدام و عملی صورت ندهید مانند این است که زمین را شخم بزنید اما دانه ای در آن نکارید .
درختی که از آغوش تو بزرگ تر است .
از دانه ای کوچه روئیده است .
بنایی بلند از مشتی خاک ساخته شده است .
سفری هزار فرسنگی با یک گام آغاز شده است .
(( تائوچینگ ))
سلام
امیدوارم که حال همتون خوب باشه
ببخشین بچه ها که این چند وقت نبودم آخه خودتون میدونید که موقع امتحانات و ...
منم که بچه درس خون مجبور بودم.
به امید خدا از دو سه روز دیگه شروع میکنم دوباره آپ میکنم.
پس فعلا مواظب خودتون باشید..
اینم آدرس وبلاگ دوستای عزیزم علی و جعفر اگه خواستین یه سری بزنین.
6- پول پل است
هر چند همه به دنبال پول هستند و آن را برای گذران زندگی لازم می دانند ولی بسیاری بر این باورند که پول چیز خوبی نیست . آنها حتی ازداشتن پول زیاد احساس گناه می کنند . بعضی عقیده دارند که پول مسبب تمام جنایات و قتلها است . عده دیگری فقر و نداری را به معنویت ربط می دهند . آنها معتقدند که در این دنیا باید سختی و رنج های زیادی متحمل شد . رفاه و آسایش متعلق به دنیای دیگر است . اما این افکار و عقاید بر خلاف اراده الهی است . خداوند دوست ندارد ما فقیر و بی چیز باشیم . فقر جزئی از سرنوشت ما نیست بلکه حاصل باورهای فقیرانه ماست . (( ما فقیر هستیم . اما مسبب آن خداوند نیست . )) خدا به ثروت و نعمت نزدیکتر است تا فقر و تنگدستی ، یکی از مذهبی ترین دستورات ثروتمند شدن است .
پول میوه ممنوعه نیست . پول چرک کف دست نیست . پول (( تجلی رحمت الهی است .)) دردنیایی که خداوند همه چیز را برای ما آفریده ، ابر و باد و ماه و خورشید و فلک را در اختیار ما گذاشته و ما را برخوردار از توانائیهای لازم برای ساختن زندگی توام با رفاه و آسایش و لذت بردن از ثروتهای خدادادی کرده است . فقر نه تنها مایه افتخار و ایمان نیست بلکه جزء بزرگترین گناهان است و ما روزی بخاطر نداری و بی پولی هایمان و رنج های ناشی از آن مورد مواخذه قرار خواهیم گرفت .
جرج کلاسون :
عظمت ما بعنوان یک ملت بستگی به وضعیت
مالی هر یک از ما به عنوان فرد دارد.
شب نگردد روشن از وصف چراغ
نام فروردین نیارد گل به باغ
تا ابد صوفی اگر هی هی کند
تا ننوشد باده کی مستی کند ؟
(( مولوی ))


5- به کاری مشغول شوید که به آن علاقه مندید
معروف است ادیسون بسیار سخت کوش و فعال بوده است . به طوری که گاهی 16 ساعت از شبانه روز را در آزمایشگاه خود صرف مطالعه و تحقیق و انجام آزمایشات علمی میکرده و در برابر این سئوال که آیا از این همه فعالیت خسته نمی شود ، گفته است که من 16 ساعت کار نمی کنم بلکه 16 ساعت در حال تفریح هستم .
نتیجه : ما اهداف خود را در قالب کار و شغلی که بر می انگیزیم دنبال می کنیم . هدف و شغلی که انتخاب می شود باید باعث برآورده شدن عمیق ترین نیازهای درونی و کسب بالاترین درجات شادمانی گردد . به کاری مشغول شوید که به آن علاقه دارید یا به آنچه که اکنون علاقمند شوید . هیچ دستورالعملی مانند این موفقیت شما را در زندگی تضمین نخواهد کرد.
جبران خلیل جبران :
و اکنون با تو بگویم که کار با عشق چیست ؟ کار با عشق آن است که پارچه ای را ببافی بدین امید که معشوق تو آن را بر تن کند . کار با عشق آن است که خانه ای را با خشت محبت بنا کنی بدین امید است که محبوب تو در آن زندگی کند . کار با عشق آن است که دانه ای را با لطف و مهربانی بکاری و حاصل آن را با لذت دروکنی چنانکه گویی معشوق تو آنرا تناول خواهد کرد . و بالاخره کار با عشق انست که هر چیز را با نفس خویش جان دهی و بدانی که پاکان و قدیسان عالم به تو می نگرند.

4- استفاده از عبارات تاکیدی
روزی یکی از مشتریان امیل کوئه دانشمند و داروساز معروف فرانسوی اصرار داشت که بدون نسخه دارویی را در اختیارش قرار دهند . او برای رهایی از دست این مشتری یک دنده و مزاحم چاره ساده ای اندیشید و چند قرص تقویتی را به عنوان دارویی موثر و معالج به او داد . چند روز بعد همان بیمار با رضایت کامل از نتایج آن دارو برگشت و از امیل کوئه سپاسگذاری کرد . در حقیقت آنچه این بیمار را درمان کرد ایمان او به دارو بود . او در ذهن خویش درمان را امر مسلم می پنداشت و در نتیجه تحقق این باور همان شد که او می خواست .
همین که امیل کوئه اهمیت این آزمایش را دریافت ، تحقیقات خود را ادامه داد تا آن را گسترش دهد و عمومیت بخشد . او با خود اندیشید که اگر کلمه ای بیماری را درمان می کند مسلما" در شخصیت انسان نیز تاثیری عمیق بر جای خواهد گذاشت . سرانجام با تحقیقات فراوان فرمول ساده ای را ارائه کرد که استفاده از آن تا کنون زندگی هزاران نفر را دگرگون کرده است : (( هر روز وضع من از هر جهت بهتر و بهتر می شود . )) نوشتن و تکرار اهداف عمده به صورت تلفیقات مثبت یا جملات تاکیدی دومین روش مهم پس از تخیل و تصویر سازی برای استفاده از نیروی شگفت انگیز مغزمان است . تنها به یاد داشته باشد که این القائات را با هیجان و باور زیاد همراه کنید . رمز اثر بخشی در تکرار و هیجان و باوری است که هنگام استفاده از کلمات بروز می دهیم . جملات تاکیدی که بدون احساس خاص و به صورت پراکنده بیان میشود هیچ گاه مفید و اثر بخش نخواهد بود .

3- تخیل و تصویر سازی
(( فرانسیس چادویک )) اولین زنی بود که کانال ارتباطی انگلستان را با شنا طی کرد . در اولین تلاش در حالیکه تنها حدود 5 کیلومتر با ساحل فرانسه فاصله داشت با شکست مواجه شد .
در آن هنگام مه غلیظی رویت فرانسه را برای او غیر ممکن ساخته بود . وقتی چادویک متوجه شد که تا نزدیکی فرانسه رسیده بوده است . گفت : (( اگر فرانسه را دیده بودم حتما به آن میرسیدم ))
نتیجه : برای آنکه به رویاهای خود دست یابید آنها را هر روز ببینید . بزرگترین دستورالعمل برای تجربه موفقیت استفاده از از نیروی (( تخیل )) است . تمام بزرگان ، انسانهای موفق و دانشمندان آگاهانه یا ناآگاهانه از قدرت تصویر سازی و تخیل خود استفاده کرده اند.هیچ چیز به این اندازه که هرروز لحظاتی را به تصویر سازی وتخیل اهدافتان اختصاص دهید به روند خلق آنها کمک نخواهد کرد . از بزرگترین کشفیات عصر حاضر اینست که مغز تفاوتی میان آنچه در عالم واقع روی می دهد و آنچه ما تصور می کنیم قایل نیست . در واقع مغز آنچه را که در خیال خود می بینیم بعنوان یک واقعیت بیرونی محسوب می کند و نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد .
آیا تا بحال برایتان اتفاق افتاده که شبی تاریک در مکانی خلوت و ناشناخته قدم بگذارید و ناگهانی صدایی از پشت سرتان بشنوید . آنقدر می ترسید که حتی جرات برگشتن به عقب و نگاه کردن را نیز ندارید . (( فکر )) می کنید شاید دزد یا غریبه ای در پشت سرتان است . به سرعت می دوید و از آنجا دور می شوید . اما بعدا معلوم می شود آنچه شنیده اید صدای گربه ای بوده ، که در سطل زباله بدنبال پیدا کردن غذا بوده است ؟!
خطری شما را تهدید نکرده بود . آنچه بود فقط تصور خطر بوده است ولی مغز با این تصور به نظام ایمنی بدنتان فرمان آماده اش می دهد . ضربان قلبتان افزایش می یابد . آندروفین بیشتری در خون جریان می باید . حالت تنفس زدن تغییر پیدا می کند و عرق از سرو رویتان جاری می شود .
با آگاهی از این کارکرد و توانایی مغز می توانیم بسیار بهتر از گذشته از نیروی بیکرانی که در ما نهفته است استفاده کنیم . دانشمندان بسیاری به این نکته اشاره داشته اند که انسان بیشتر از 10 % از نیروی مغز خود استفاده نمی کند . تخیل و تصویر سازی به منزله افزایش بهره وری از تواناییهای ذهنی است . هر روز در 2 یا 3 نوبت و به مدت چند دقیقه در مکانی به آرامی بنشینید یا دراز بکشید ، چشمهایتان را ببندید و به نتایج مورد نظر فکر کنید . تصور کنید که به تک تک اهدافتان رسیده اید . اگر در عالم واقع به خواسته هایتان برسید چه احساسی خواهید داشت . دنیا را چگونه می بینید ؟ با آدمهای اطرافتان چگونه برخورد می کنید ؟ سعی کنید با آن احساسات و روحیات به تخیل و تصویر سازی بپردازید . با اطمینان به اینکه در آینده ای نزدیک همه آنها را به صورت واقعیتهای عینی زندگی مشاهده خواهید کرد ، اهداف را مرور کنید .
روح بدون تخیل به رصد خانه
بدون تلسکوپ می ماند .
(( هنری وارد بیچر ))
شناخت انسان بدون شناخت قدرت
کلمات میسر نیست .
(( کنفوسیوس ))
**امروز بالاخره منم دائی شدم**
***خواهر زادهی گلم به دنیای زیبائیها خوش آمدی***
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

2- هدف گذاری
مجله تایم طی مقاله ای نتایج حاصل از یک پژوهش در (( دانشگاه ییل )) را منتشر کرده و می نویسد که از میان 1953 دانشجوی این دانشگاه که مورد مصاحبه قرار گرفته اند تنها سه درصد آنها اهداف خود را روی کاغذ آورده اند . ده درصد دیگر تنها یک طرح مبهم از اهداف خود داشته اند و هشتاد و هفت درصد بقیه هدف خاصی را در زندگی دنبال نمی کردند .
بیست سال بعد بار دیگر پژوهشگران به سراغ این افراد رفتند . البته دسترسی به بسیاری از آزمایش شوندگان پس از بیست سال امکان پذیر نبود . اما به هر حال نتیجه جالب توجهی که بدست آمده حاکی از این بود که افرادی که در ازمایش اول در اقلیت سه درصدی قرار گرفته اند یعنی آنهایی که اهداف خود را روی کاغذ آورده اند دست کم در زمینه مسائل مالی نسبت به 97 درصد بقیه به موفقیتهای چشمگیری دست یافته بودند .
نتیجه : خوشبختی یعنی رسیدن به اهداف زندگی . جالب است که بدانید که 97 درصد از انسانهای روی زمین دارای هدف نیستند . اگر می خواهید جزء آن سه درصدی باشید که رویاهای خود را به صورت اهداف مشخص و تعریف شده درآورید و با برنامه ریزی مناسب برای رسیدن به آنها سریعا اقدام کنید .بدون هدف در زندگی فعالیت کردن مانند داشتن امید به پیروزی در مسابقه فوتبالی است که در آن دروازه ای وجود ندارد .
برای کشتبرانی که معلوم نیست به کدام بندر
می رود باد موافق معنا ندارد .
(( میشل دو مونتی ))
((بیماری نیاگارا))
در واقع بیشتر مردم به صورتی زندگی می کند که من آنرا بیماری نیاگارا می نامم . به نظر من زندگی شبیه رودخانه ای است که بیشتر مردم بدون اینکه واقعا مقصد معینی داشته باشند وارد آن می شوند . در نتیجه زمانی نمی گذرد که خود را به دست جریان آب می سپارند یعنی بدست وقایع جاری و مشکلات جاری و وقتی به محل انشعاب رودخانه می رسند نمی دانند کدام مسیر را انتخاب کنند و به کجا بروند بلکه خود را بدست آب رودخانه می سپارند و مانند خیل عظیم مردم بجای اینکه مطابق ارزشها و اعتقادات خود زندگی کنند توسط شرایط محیط به این سو و آن سو رانده می شوند . در نتیجه زمام زندگی خود را از کف می دهند . آنها همچنان در نا آگاهی می مانند تا اینکه روزی صدای آبشار آنها را از خواب بیدار می کند و می بینند که در چند قدمی آبشار نیاگارا در قایقی بدون پارو نشسته اند . تازه به خود می آیند و متوجه سرازیری آب می شوند . اما خیلی دیر شده است و در معرض سقوط هستند . اگر به مشکلات اصلی خود توجه کنید می بینید اگر قبل از آنکه به مرحله سقوط برسید تصمیم بهتری می گرفتید ، از همه مشکلات جلوگیری می شد .
وقتی دچار جریان تند و امواج خروشان رودخانه شدیم چه کاری از ما ساخته است ؟ جز اینکه پاروهای خود را در رودخانه بیندازیم ، یا دیوانه وار بیهوده برخلاف جریان آب و در مسیری تازه پارو بزنیم و یا تصمیم بگیریم که همچنان به پیش برویم !
مقصد خود را پیشاپیش مشخص کنید و طرح و نقشه ای را در دست داشته باشید که در مسیر زندگی بتوانید درست تصمیم بگیرید .
(( آنتونی رابینز ))
برای اینکه ببینم چشمانم را می بندم .
(( پل گوگن ))
**سال نو میلادی بر همه ی هموطنان مسیحی مبارکباد**




